قسطنطینیةلغتنامه دهخداقسطنطینیة. [ ق ُ طَ طی نی ی َ ] (اِخ ) (خلیج ...) خلیج دریای رومیان است ، و بیشترین پهنای دریای رومیان خلیج قسطنطنیه چهارمیل است . باریکترین جایی از خلیج مغربی
قسطنطانیهلغتنامه دهخداقسطنطانیه . [ ق ُ طَ ی َ ] (اِخ ) قسطنطنیه . استانبول . رجوع به استانبول شود : خشمت اگر یک دم زدن جنبش کند برخویشتن گردد چو اطلال و دمن دیوار قسطنطانیه .منوچهری
قسطنطنیهلغتنامه دهخداقسطنطنیه . [ ق ُ طَ طَ نی ی َ ](اِخ ) استانبول . رجوع به استانبول و قسطنطین شود.
قسطنطینیلغتنامه دهخداقسطنطینی . [ ق ُ طَ طی نی ی ] (ص نسبی ) نسبت است به قسطنطنیه که یکی از بزرگترین شهرهای روم است . (اللباب ). رجوع به قسطنطنیه شود. (ذیل المنجد).
قسنطینیهلغتنامه دهخداقسنطینیه . [ ق ُ س َ نی َ ] (اِخ ) (قلعه ٔ...) نام قلعه ای است مشهور در کنار شهر قسنطینیه . این قلعه دارای دیوارهای بسیار بلند و مرتفعی است که پرنده به زور میتو
حبیبةلغتنامه دهخداحبیبة. [ ح َ ب َ ] (اِخ ) دخت علی پاشا هرسکی . شاعره ای از ادیبات قسطنطینیه است .وی به شهر هرسک به سال 1262 هَ . ق . متولد گردیده . رجوع به الدر المنثور تألیف
الکسیس دوکاسلغتنامه دهخداالکسیس دوکاس . [ اَ ل ِ ] (اِخ ) الکسیس پنجم ، ملقب به مورزوفل . امپراطور بیزانس (1204 م .) وی نتوانست در مقابل صلیبیان از قسطنطینیه دفاع کند و سرانجام گرفتار ش
الکسیس کومننلغتنامه دهخداالکسیس کومنن . [ اَ ل ِ ک ُ ن ِ ] (اِخ ) الکسیس (اول بزرگ ) امپراطور طرابزون (1204 - 1224 م .). وی در زمان ایساک دوم امپراطور قسطنطینیه از آنجا فرار کرد و در 12
الکسیس کومننلغتنامه دهخداالکسیس کومنن . [ اَ ل ِ ک ُ ن ِ ] (اِخ ) الکسیس کومنن دوم ، امپراطور روم (قسطنطینیه ) پسر مانوئل کومنن . وی پس از مرگ پدر در 12سالگی بتخت نشست ولی سپس از سلطنت