قرانلغتنامه دهخداقران . [ ق ِ ] (ع مص ) مقارنه . یار کردن دو چیز را با هم .(منتهی الارب ). || در نزد منجمان از انواع نظر است ، و آن را مقارنه نیز گویند. (از کشاف اصطلاحات الفنون
قرانلغتنامه دهخداقران . [ق ُرْ را ] (اِخ ) دهی است در یمامه . (منتهی الارب ). || دوده ای است در یمامه . (معجم البلدان ).
قرانلغتنامه دهخداقران . [ ق ِ ] (اِخ ) جائی است در نجد، و گویند کوهی است در جدیله و آن منزلی است برای حاجیان بصره . نصر گوید: گمان میرود که مشدد باشد و در شعر به تخفیف آمده است
قرانلغتنامه دهخداقران . [ ق ِ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان گاورود بخش حومه ٔ شهرستان سنندج واقع در 38000 گزی جنوب سنندج و 2000 گزی باختر شوسه ٔ سنندج به کرمانشاه . سکنه ٔ آن
قرانلغتنامه دهخداقران . [ ق ِ ] (اِخ ) ناحیه ای است در سراة از بلاد دَوْس که در آن حادثه ای واقع شده است . (معجم البلدان ).
قرانلغتنامه دهخداقران . [ ق ُرْ را ] (اِخ ) جایی است نزدیک مکه به مرالظهران . (منتهی الارب ).میان آن و مکه یک روز فاصله است . (معجم البلدان ).
قرانلغتنامه دهخداقران . [ ق ُرْ را ] (اِخ ) قصبه ای است به آذربایجان . (منتهی الارب ) (معجم البلدان ).
قرانلغتنامه دهخداقران . [ ق ُرْرا ] (اِخ ) نام وادیی است میان مکه و مدینه . (از منتهی الارب ). وادیی است نزدیک طائف . (معجم البلدان ).
قرانفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت م] قران، جمع علل همکاری، تشریک مساعی، سینرجی، هارمونی، هماهنگی، توافق عملیات مشترک، تلاش جمعی، مساعی، شراکت، همیاری شگون ◄ فال همزمانی
قرانفرهنگ انتشارات معین(قِ) [ ع . ] (مص ل .) 1 - به هم نزدیک شدن ، به هم پیوستن . 2 - اجتماع دو سیاره در یک بُرج .
قرانفرهنگ انتشارات معین(قِ) (اِ.) واحد پول ایران در عهد قاجاریه و اوایل پهلوی و آن مسکوکی نقره بود به وزن 24 نخود، معادل یک ریال کنونی . ؛یک ~ را دو قران کردن با زحمت بسیار سودی به
قرانفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. (نجوم) قرار گرفتن دو ستاره در یک برج و یک درجه.۲. (اسم) [منسوخ] در دورۀ قاجار و پهلوی، واحد پول ایران معادل ریال. کلمۀ قران در معنی واحد پول ایران از وقتی مت
قران الکواکبلغتنامه دهخداقران الکواکب . [ ق ِ نُل ْ ک َ ک ِ ] (ع اِ مرکب ) مقارنه ٔ ستارگان . (ناظم الاطباء). و رجوع به قران شود.
قران سعدینلغتنامه دهخداقران سعدین . [ ق ِ ن ِ س َ دَ / دِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) مقارنه ٔ دو ستاره ٔ سعد مانند مشتری و زهره در برجی . (ناظم الاطباء). رجوع به قران شود.
قران علویینلغتنامه دهخداقران علویین . [ ق ِ ن ِ ع ِل ْ وی ی َی ْ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) قران مشتری و زحل است که دو ستاره ٔ علوی لقب دارند، و آن بر سه قسم است : اصغر، اوسط، اعظم . و
قران نحسینلغتنامه دهخداقران نحسین . [ ق ِ ن ِ ن َ س َ / س ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) با هم آمدن دو ستاره ٔ نحس مانند زحل و مریخ در برجی . (ناظم الاطباء). و رجوع به قران شود.