عطابخشلغتنامه دهخداعطابخش . [ ع َ ب َ ] (نف مرکب ) بخشنده ٔ عطا. جوانمرد. سخی . گشاده دست . (ناظم الاطباء) : مردیست سخاپیشه و مردیست عطابخش با خلق نکوکار بکردار و به گفتار. فرخی .
عطاپاشلغتنامه دهخداعطاپاش . [ع َ ] (نف مرکب ) افشاننده ٔ عطا. عطابخش : گر رحمت حق هست عطاپاش و خطاپوش تو رحمت حق بر همه آفاق عطائی .خاقانی .
ثنانیوشلغتنامه دهخداثنانیوش . [ ث َ ] (نف مرکب ) مدح شنو. دعاشنو : ثنانیوش و عطابخش باش از پی آنک ثنانیوش و عطابخش راست طول بقا.سوزنی .
اعطیلغتنامه دهخدااعطی . [ اَ طا ](ع ن تف ) بسیاردهش . (ناظم الاطباء). نعت تفضیلی از عَطو. معطی تر. عطابخش تر. بسیارعطاتر. بخشنده تر. عطادهنده تر. (یادداشت بخط مؤلف ). ما اعطاه
ذوالمنلغتنامه دهخداذوالمن . [ ذُل ْ م َن ن ] (ع ص مرکب ) خداوند منتهای بسیار. (دهار). عطابخش .منان . منعم . نامی از نامهای خدای تعالی : حج بکن و کام دل بخواه از اینروکآنچه بخواهی
سخاپیشهلغتنامه دهخداسخاپیشه .[ س َ ش َ / ش ِ ] (ص مرکب ) آنکه پیشه ٔ او سخا باشد. مرد با کرم و سخاوت . سخی . بسیار جوانمرد : مردیست سخاپیشه و مردیست عطابخش با خلق نکوکار بکردار و ب