ذریفلغتنامه دهخداذریف . [ ذَ ] (ع مص ) ذرف . ذروف . ذرفان . تذراف . رجوع به ذروف شود. || (اِ) اشک روان .
زریفلغتنامه دهخدازریف . [ زَ ] (ع مص ) آهسته و نرم رفتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). زرف . (ناظم الاطباء). || نزدیک شدن به کسی . (از اقرب الموارد). رجوع به زرف