ضررلغتنامه دهخداضرر. [ ض َ رَ ] (ع اِ) زیان . (مجمل اللغة). آزرم . مقابل نفع و سود. خلاف نفع. (محمودبن عمر) : حصیری را مالشی فرماید چنانکه ضرر آن به سوزیان و به تن وی رسد. (تار
ضررلغتنامه دهخداضرر. [ ض َ رَ ] (ع مص ) گزاییدن . || صاحب کشاف اصطلاحات الفنون گوید: ضرر، در اصطلاح پزشکان عبارتست از جریان خون از جراحت . کذا فی حدودالامراض .- ضرر زدن ؛ زیان
ضررفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. [مقابلِ نفع] گزند؛ نقصان؛ زیان.۲. تنگی و بدحالی. ضرر زدن: (مصدر لازم) زیان رساندن. ضرر کردن (کشیدن): (مصدر لازم) زیان دیدن؛ زیان بردن.