شماطه دارلغتنامه دهخداشماطه دار. [ ش َم ْ ما طَ / طِ ] (نف مرکب ) (از: شماطه از کلمه ٔ روسی شومت بمعنی صدا کردن ، صدا دادن + دار، مخفف دارنده ، علامت صفت فاعلی ) و منظور ساعتی است زن
ساعت شماطهلغتنامه دهخداساعت شماطه . [ ع َ ت ِ ش َم ْ ما طَ / طِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) ساعت شماطه دار. ساعتی است که زنگی دارد و میتوان آن را قبلا چنان تنظیم کردکه در ساعت معین زنگ
ساعت شماطه دارلغتنامه دهخداساعت شماطه دار. [ ع َ ت ِ ش َم ْ ما طَ / طِ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) رجوع به ساعت شماطه شود.
ساعتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان دیواری، عقربهدار، رومیزی، رقمی، دیجیتال، اتمی، شماطهدار چراغ راهنمایی، ساعت شنی، آفتابی عقربۀساعتشمار (دقیقهشمار، ثانیهشمار)، دکمۀ کوک، دکمۀ ت
اخطارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی اخطار، آگاهی، خبر، عبرت هشدار، تحذیر، توجه، هشیاری، خاطرنشان، تذکر، گوشزد، توبیخ اخطاریه، اعلام، اطلاع، گزارش، التیماتوم، دستور نصیحت، پند، ا
ساعتلغتنامه دهخداساعت . [ ع َ ] (ع اِ) آلتی که بدان تعیین وقت و هنگام کنند. (ناظم الاطباء). آلتی که بدان وقت را بحسب ساعات شناسند. و این لغت مولده است . (المنجد). دستگاهی است مص
ساعتفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. مقیاس زمان، یک جزء از ۲۴ جزء یک شبانه روز که عبارت از ۶۰ دقیقه و هر دقیقه ۶۰ ثانیه است.۲. دستگاهی که بهوسیلۀ آن وقت را میشناسند و اوقات شب و روز را به دست