شريحةدیکشنری عربی به فارسیتخته باريک , لوحه سنگ باريک , توفال , سراشيبي يا نماي بام , ميله , چوب مداد , ميله پشت صندلي , کفل , دنده ها , توفالي , باريک , ميله ميله , زدن , پرتاب شدن , شک
شریحةلغتنامه دهخداشریحة. [ ش َ ح َ ] (ع اِ) پاره ٔ گوشت . (منتهی الارب ). پاره ٔ گوشت بدرازابریده . (از مهذب الاسماء) (ناظم الاطباء). شریح . شرحه . (یادداشت مؤلف ). پاره ای از گ