سوگواریفرهنگ مترادف و متضادتعزیت، تعزیتداری، تعزیه، سوگ، عزاداری، ماتم، مرثیهخوانی، نوحهخوانی، نوحهگری ≠ سرور، عیش
squallsدیکشنری انگلیسی به فارسیسوگواری، بوران، فریاد، توفان، باد، ضجه، باد بی سابقه و شدید، فریاد زدن، توفانی شدن