سغسیاهلغتنامه دهخداسغسیاه . [ س َ ] (ص مرکب ) آنکه نفرین او درگیرد. (یادداشت مؤلف ). رجوع به سغ شود.
سیه زبانلغتنامه دهخداسیه زبان . [ ی َه ْ زَ ] (ص مرکب ) سیاه زبان . بدزبان . عیبگو. || کسی که دعای بد او اثر کند. (غیاث اللغات ). شخصی که زیر زبانش سخت سیاه باشد و نفرین او تأثیر د
کاملغتنامه دهخداکام . (اِ) مراد و مقصد. (برهان ) (غیاث ) (اوبهی ). مقصود. کامه . (از آنندراج ). ریژ. منظور. خواهش . آرزو. مطلوب . خواست . لَر. کَر. آرمان : جهان بر شبه داودست و
قراسنقرفرهنگ انتشارات معین(قُ سُ قُ) [ تر. ] (اِمر.) یکی از گونه های سنقر که سیاه رنگ است کنایه از: 1 - شب ، لیل . 2 - غلام ترک .