سجایالغتنامه دهخداسجایا. [ س َ ] (ع اِ) ج ِ سجیة. خوها و عادتها. (غیاث ) (منتهی الارب ) : کریم السجایا، جمیل الشیم . سعدی (بوستان ).دل داده ام بیاری عاشق کشی نگاری مرضیة السجایا
سایانلغتنامه دهخداسایان . (اِخ ) از سلسله کوههایی است که در شمال مغولستان قرار دارد.رجوع به ایران باستان ص 225 و تاریخ مغول ص 4 شود.
لابرویرلغتنامه دهخدالابرویر. [ ی ی ِ ] (اِخ ) ژان دو. عالم فرانسوی مُخصّص در سجایا. مولد پاریس به سال 1645 و وفات 1696 م .
طبایعفرهنگ مترادف و متضاد۱. طبیعتها، سرشتها، نهادها ۲. سجایا، خویها ۳. مزاجها، طبعها ۴. طبع، قریحه ۵. چهار عنصر