سانیکثلغتنامه دهخداسانیکث . [ ] (اِخ ) شهری است خرم و بانعمت و توانگر [ بماوراءالنهر ] . (حدود العالم ).
سانیاسبلغتنامه دهخداسانیاسب . (اِخ ) سانیاب . از اجداد افراسیاب است . رجوع به فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 13 شود.
سانیانلغتنامه دهخداسانیان . (اِخ ) دهی است جزء دهستان بروانان بخش ترکمان شهرستان میانه واقع در 10 هزارگزی شمال باختری ترکمان و دو هزارگزی شوسه ٔ میانه به تبریز. هوای آن معتدل و دا
سانیجلغتنامه دهخداسانیج . (اِ) بمعنی سارنج که مرغکی است کوچک و سیاه و به آذربایجان سودان گویند. (اوبهی ). رجوع به سارنج و ساننج و سالنج و سارنگ شود.