زغنلغتنامه دهخدازغن . [ زَ غ َ ] (اِ) پند. خاد. غلیواج . زاغ گوشت ربای . مرغ گوشت ربای . (از لغت فرس چ اقبال ص 361). گوشت ربا و غلیواج باشد... (از برهان ). بمعنی غلیواج است ...
زغنفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهپرندهای شبیه کلاغ و کمی کوچکتر از آن که جانوران کوچک را شکار میکند؛ موشربا؛ چوژهربا؛ گوشتربا؛ گنجشک سیاه؛ خادوخات؛ غلیواج؛ کلیواج؛ کلیواژ؛ پندو جنگلاهی؛