ریگ سیستانلغتنامه دهخداریگ سیستان . [ گ ِ ] (اِخ ) اندر بیابان کرکس کوه ریگی است [ که ] از گرد سیستان برآید آن را ریگ سیستان خوانند. (حدود العالم ).
ریگ آبادلغتنامه دهخداریگ آباد. (اِخ ) دهی از بخش مرکزی شهرستان جیرفت . 126 تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه ٔ هلیل و محصول عمده ٔ آنجا غلات است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).
ریگ بوملغتنامه دهخداریگ بوم . (اِ مرکب ) ریگزار. ریگستان . شنزار. زمینی شنی و ماسه زار : اگر هاتفی گفت کای اهل روم فروزنده ریگیست این ریگ بوم . نظامی .به گنج و به فرمان در آن ریگ ب
ریگ پشتهلغتنامه دهخداریگ پشته . [ پ ُ ت َ / ت ِ ] (اِ مرکب ) تپه وتوده ٔ ریگ . || کوه ریگ . (ناظم الاطباء).
ریگ تودهلغتنامه دهخداریگ توده . [ دَ / دِ ] (اِ مرکب ) تپه و پشته ٔ ریگ . (ناظم الاطباء). توده ٔ ریگ . ریگ پشته . (یادداشت مؤلف ).
ریگ جوبلغتنامه دهخداریگ جوب . (اِخ ) دهی از بخش سنقر کلیایی شهرستان کرمانشاهان . 135 تن سکنه دارد. آب آن از چشمه و محصول عمده ٔ آنجا غلات و توتون و حبوب و قلمستان و صنایع دستی زنان
ریگ چشمهلغتنامه دهخداریگ چشمه . [ چ ِ م َ / م ِ ] (اِخ ) دهی از بخش مرکزی شهرستان ساری . 195 تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه ٔ تجن و چشمه و محصول عمده ٔ آنجابرنج و غلات و لبنیات و می
ریگ ریگلغتنامه دهخداریگ ریگ . (ق مرکب ) ذره ذره . اندک اندک . (فرهنگ فارسی معین ). کنایه از ذره ذره باشد. (از ناظم الاطباء) (آنندراج ) (برهان ) (انجمن آرا) : اگر می جست مرغی در میا
ریگ زادهلغتنامه دهخداریگ زاده . [ دَ /دِ ] (اِ مرکب ) سقنقور. (ناظم الاطباء). ماهی سقنقور. (فرهنگ جهانگیری ). جانوری ذوحیاتین شبیه سوسمار. (از یادداشت مؤلف ). ماهیی است که در ریگ م
ریگ شویلغتنامه دهخداریگ شوی . (نف مرکب ) ریگ شو. کسی که می شوید ریگهای آمیخته به ذرات طلا را. (ناظم الاطباء). || (اِمص مرکب ) شستن ریگ تا خرده ٔ زر و نقره از آن حاصل کنند. (از غیاث
ریگ شوییلغتنامه دهخداریگ شویی . (حامص مرکب ) خاک شویی . خاک شوری . خاک بیزی . شستن ریگ زرگری . (آنندراج ). شستن ریگ تا خرده ٔ زر و نقره از آن حاصل کنند. (از غیاث اللغات ).
ریگ موریلغتنامه دهخداریگ موری . (اِخ ) دهی از بخش میان کنگی شهرستان زابل .916 تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه ٔ هیرمند و محصول عمده ٔ آنجا غلات و لبنیات و صنایع دستی زنان گلیم و کربا
ریگ ودالغتنامه دهخداریگ ودا. [ وِ ] (اِخ ) جزو اول از چهار جزو «ودا» کتاب مقدس برهمنان ، قدیمترین اثر ادبی هندی به زبان سنسکریت است . (یادداشت مؤلف ). وداس مجموعه ٔ کتب مقدس و «ری