رویاروییencounterواژههای مصوب فرهنگستانمواجهۀ مستقیم یا درگیری احساسی یک یا چند فرد با فرد یا افراد دیگر در یک گروه
رویارویی با پیشامدهاincident responseواژههای مصوب فرهنگستانعملی در پاسخ به پیشامدی که بر امنیت اطلاعات تأثیر منفی دارد
رویارویی فرهنگیcultural confrontationواژههای مصوب فرهنگستاندرگیری میان دو فرهنگ که از درگیری لفظی تا تقابل خشن را شامل میشود
توانمندی رویارویی با پیشامدهاincident response capabilityواژههای مصوب فرهنگستاندستهای از واپایشهای امنیتی در بهرهبرداری، که در پاسخ به پیشامدهای ارزیابیشده اِعمال میشود و ممکن است بالفعل یا بالقوه بر سامانۀ ارتباطی تأثیر منفی بگذارد
طرح رویارویی با پیشامدهاincident response plan, IRPواژههای مصوب فرهنگستانطرحی با مجموعهای از دستورها یا اقدامات ازپیشتعیینشده برای شناسایی و دفع و محدودسازی پیامد حملات شدید به سامانههای ارتباطی
گروه رویاروییencounter groupواژههای مصوب فرهنگستانگروهی که در قالب گونهای گروهدرمانی با هدف افزایش خودآگاهی و ترغیب اعضای گروه به درک دیگران ازطریق بیان آزاد و بدون مهار احساسات و مقابلههای کلامی و بدنی تشکی
مقابلهconfrontationواژههای مصوب فرهنگستانرویارویی مستقیم با نگرشها و کاستیها یا پیامدهای محتمل رفتار شخصی
encounterدیکشنری انگلیسی به فارسیرویارویی، برخورد، مواجهه، ملاقات، تصادف، روبرو شدن، مواجه شدن با، رویاروی شدن، ملاقات کردن، تصادف کردن، مصادف شدن با، دست بگریبان شدن با