دگرگونلغتنامه دهخدادگرگون . [ دِ گ َ گو ] (ص مرکب ، ق مرکب ) دگرگونه . دیگرگون . دیگرگونه . تغییر حال یافته . (از برهان ) (ازآنندراج ) (از لغت محلی شوشتر، نسخه ٔ خطی ). متغیر شده
دگرگون شدندیکشنری فارسی به انگلیسیbreak, change, diverge, metamorphose, mutate, shift, switch, turn, shift