دهگلانلغتنامه دهخدادهگلان . [ دِ گ ُ ] (اِخ ) مرکز دهستان میاندربند بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان . واقع در 47هزارگزی شمال باختری کرمانشاه . سکنه ٔ آن 200 تن . آب آن از سراب ایوان
قاضی جوبلغتنامه دهخداقاضی جوب . [ ج َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ییلاق بخش قروه ٔ شهرستان سنندج . در 60000گزی خاور سنندج و 12000گزی شمال خاور دهگلان و در دشت واقع و هوای آن سردسیری
لورچینواژهنامه آزادنام شهری باستانی که طایفه هرمزیار در ان سکونت داشته و بر سر راه ابریشم قرار داشته اکنه بقایای قبرستان و خانه ها باقی مانده؛این مکان در 15 کیلو متری جنوب دهگلان
تازه آباد چراغ آبادلغتنامه دهخداتازه آباد چراغ آباد. [ زَ دِ چ َ ] (اِخ ) دهی از دهستان ییلاق بخش حومه ٔ شهرستان سنندج است که در 42هزارگزی خاور سنندج و 6هزارگزی جنوب باختری دهگلان دشت واقع است
ییلاقلغتنامه دهخداییلاق . [ ی َی ْ / ی ِی ْ ] (اِخ ) ازبلوکات کردستان ، حد شمالی دهات گروس ، شرقی اسفندآباد، جنوبی امیرآباد و غربی سنندج ، مرکز قروه و عده ٔ قرا 146 است . (از یاد
دگلانلغتنامه دهخدادگلان . [ دِ ] (اِ) دوک . (یادداشت مرحوم دهخدا). و رجوع به دکلان شود. || هر یک از دو گلوله ٔ آویخته زیر گلوی بز و غیره . زلمتان . و شکسته ٔ آن «دگلون » امروز (د