دغافرهنگ مترادف و متضاد۱. دغل، نادرست، ناراست ۲. تغابن، حیله، غدر، فریب، فسون، محیل، مکر، نیرنگ ۳. حرامزاده ۴. تقلبی، شهروا، ناسره ۵. خاشاک، خس
دغالغتنامه دهخدادغا. [ دَ ] (ص ) مردم ناراست و دغل و عیب دار و حرامزاده . (برهان ). مجازاً، فریبنده و مردم ناراست . و در اغلب معانی با دغل مترادف است و با لفظ خوردن و کردن مستع
دغافرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. مکار؛ دغل.۲. ویژگی سیم و زر قلب و ناسره.۳. (اسم) مکر؛ فریب: ◻︎ کس نداند مکرِِ او اِلا خدا / در خدا بگریز و وارَه زآن دغا (مولوی: ۸۶۶).