خنوسلغتنامه دهخداخنوس . [ خ ُ ](ع مص ) سپس ماندن از کسی . خنس . (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (از ترجمان علامه ٔ جرجانی ). || سپس کردن کس را. خنس . || گرفتن ن