خلیج اسکندرلغتنامه دهخداخلیج اسکندر. [ خ َ ج ِ اِ ک َ دَ ] (اِخ ) نام قدیم جبل الطارق است . رجوع به جبل الطارق شود.
خلیج بربریلغتنامه دهخداخلیج بربری . [ خ َ ج ِ ب َ ب َ ] (اِخ ) نام خلیجی است به شمال حبشه در افریقا. (از حدود العالم ).
خلیج اسکندرونلغتنامه دهخداخلیج اسکندرون . [ خ َ ج ِ اِ ک َ دَ ] (اِخ ) نام خلیجی است در ناحیت اسکندرون . (از تاریخ مغول اقبال ص 570). رجوع به اسکندرون شود.
خلیج سوئزلغتنامه دهخداخلیج سوئز. [ خ َ ج ِ ءِ ] (اِخ ) خلیج واقع در ناحیه ٔ سوئز بحر احمر همانجایی که در قدیم هروپولیس نام داشته است . (از تاریخ ایران باستان مشیرالدوله ص 1922).
خلیج حسینقلیلغتنامه دهخداخلیج حسینقلی . [ خ َ ج ِ ح ُ س َ ق ُ ] (اِخ ) نام خلیجی است در شرق دریای خزر و در آنجا رود اترک به دریای خزر می ریزد. رجوع به جغرافیای غرب ایران ص 94 شود.
خلیج سرخلغتنامه دهخداخلیج سرخ . [ خ َ ج ِ س ُ ] (اِخ ) نام دیگر خلیج ارس است بنا بر قول هردوت . رجوع ص 149 تاریخ ایران باستان مشیرالدوله شود.
خلیج عقبهلغتنامه دهخداخلیج عقبه . [ خ َ ج ِ ع َ ق َ ب َ ] (اِخ ) خلیج باریکی است در شمال دریای سرخ و جنوب شرقی شبه جزیره ٔ سینا که در شمالیترین نقطه ٔ آن بندر عقبه قرار دارد. رجوع به
خلیج فارسلغتنامه دهخداخلیج فارس . [ خ َ ج ِ ] (اِخ ) نام پیشرفتگی دریایی است در خشکی که بین ایران و شبه جزیره ٔ عربستان واقع است . طول آن 800هزار گز و از شطالعرب بسوی جنوب شرقی تا شب
خلیج مصرلغتنامه دهخداخلیج مصر. [ خ َ ج ِ م ِ ] (اِخ ) نام خلیجی است که در حاشیه ٔ فسطاط قرار داشته و عمروبن عاص به امر خلیفه آن را حفر کرد. حفر این خلیج هنوز تمام نشده بود که رفت و
خلیج نرمرتوملغتنامه دهخداخلیج نرمرتوم . [ خ َ ج ِ ن َ م َ ت َ ] (اِخ ) نام قدیم خلیج فارس . (از تاریخ ایران باستان مشیرالدوله ص 25). رجوع به خلیج فارس شود.
خلیج یخice bay, ice bightواژههای مصوب فرهنگستانتورفتگی خلیجگونه در لبۀ تختهیخ (ice floe) یا رَفیخ بزرگ