حمایت کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. پشتیبانی کردن، مدد کردن، یاری رساندن ۲. جانبداری کردن، طرفداری کردن، هواداری کردن ۳. دفاع کردن، حفاظت کردن
حمایت کردندیکشنری فارسی به انگلیسیdefend, root, shelter, stay, support, underpin, underpinning, uphold
حمایت کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اخلاقیات مایت کردن، وکالت کسیرا بهعهدهگرفتن، دفاع از کسیرا بهعهده گرفتن، دفاع کردن، فریاد رسیدن، بهدادخواهی کسیرفتن محق دانستن، حق را بهجانب کسیداد
ارشادگریmentoringواژههای مصوب فرهنگستانحمایت کردن از افراد کمتجربه و مشاوره دادن به آنها با هدف ایجاد پیشرفت در کارشان
defendingدیکشنری انگلیسی به فارسیدفاع کردن، دفاع کردن از، حمایت کردن، مصون ساختن، محافظت کردن، طرفداری کردن
vindicatingدیکشنری انگلیسی به فارسیبازجویی، دفاع کردن از، حمایت کردن از، پشتیبانی کردن از، محقق کردن، اثبات بیگناهی کردن، توجیه کردن
vindicatedدیکشنری انگلیسی به فارسیواجد شرایط، دفاع کردن از، حمایت کردن از، پشتیبانی کردن از، محقق کردن، اثبات بیگناهی کردن، توجیه کردن