حدیقه ٔ سنائیلغتنامه دهخداحدیقه ٔ سنائی . [ ح َ ق َ ی ِ س َ ] (اِخ ) نام مثنویی ازسنائی شاعر معروف بوزن خفیف : فاعلاتن مفاعلن فعلن .
حدیقه ٔ قدسلغتنامه دهخداحدیقه ٔ قدس . [ ح َ ق َ ی ِ ق ُ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) مرتبه ٔ واحدیت که آنرا جبروت گویند. (آنندراج ).
حدیقه ٔ مسیلمهلغتنامه دهخداحدیقه ٔ مسیلمه . [ ح َ ق َ ی ِ م ُ س َ ل ِ م َ ] (اِخ ) نام باغی در فناء حجر بر در یمامه ، از مسیلمه ٔ متنبی معروف به کذاب و جایگاه او. و مسیلمه را وحشی حبشی قا
حدیقة برشلونةلغتنامه دهخداحدیقة برشلونة. [ ح َ ق َ ت ُ ب َ ش ِ ل َ ن َ ] (اِخ ) بستانی به برشلونه که سی هکتار مساحت دارد. و نزدیک آن موزه ٔتاریخ طبیعی وجود دارد. (الحلل السندسیة ج 2 ص 27
حدیقةلغتنامه دهخداحدیقة. [ ح َ ق َ ] (اِخ ) نام قریه ای از اعراض مدینه و جنگ اوس وخزرج بدانجای بود. (معجم البلدان ). و رجوع به نزهةالقلوب ج 3 ص 5 و حبیب السیر چ خیام ج 3 ص 116، 2
حدیقةلغتنامه دهخداحدیقة. [ ح َ ق َ ] (ع اِ) بستان . (دهار). بوستان . باغ . باغ که گرداگرد او دیوار باشد یا پیرامون او محاط باشد به چوب و خار. (غیاث ). بوستان بادیوار. مرغزار خرما
حدیقةلغتنامه دهخداحدیقة. [ ح ُ دَ ق َ ] (اِخ ) جائی است بنی یربوع را درقله ٔ حزن که در آن دو حدیقه است . (معجم البلدان ).
حدیقةالحقیقةلغتنامه دهخداحدیقةالحقیقة. [ ح َ ق َ تُل ْ ح َ ق َ ] (اِخ ) حدیقه ٔ سنائی .نام مثنویی معروف است . رجوع به حدیقه ٔ سنائی شود.
حدیقةالرحمانلغتنامه دهخداحدیقةالرحمان . [ ح َ ق َ تُرْ رَ ] (اِخ ) لقب بستان مسیلمه ٔ کذاب . رجوع به حدیقه ٔ مسیلمه شود.
حدیقةالموتلغتنامه دهخداحدیقةالموت . [ ح َ ق َ تُل ْ م َ ] (اِخ ) لقبی که پس از مرگ مسیلمه به حدیقةالرحمان دادند. رجوع به حدیقه ٔ مسیلمه شود.
حدیقةالاخبارلغتنامه دهخداحدیقةالاخبار. [ ح َ ق َ تُل ْ اَ ] (اِخ ) نام نخستین روزنامه ٔ عربی است که در سوریه و لبنان بدست خلیل الخوری در بیروت 1857 م . منتشر گردیده است . (المنجد).
حدیقةالنباتلغتنامه دهخداحدیقةالنبات . [ ح َ ق َ تُن ْ ن َ ] (اِخ ) در بلنسیه بوده است . رجوع به الحلل السندسیه ج 1 ص 350 شود.
مغلوبةلغتنامه دهخدامغلوبة. [ م ُ ب َ ] (ع ص ) حدیقة مغلوبة؛ باغ به هم نزدیک و در هم پیچیده درخت . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).
حدائقلغتنامه دهخداحدائق . [ ح َ ءِ ] (ع اِ) ج ِ حدیقة. (دهار). (ترجمان عادل منسوب به جرجانی ). باغهای پردرخت که گرد آنها دیوار باشد. (غیاث اللغات ). بستانها که دیوار دارد. (دهار)