جیروفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهامضا کردن پشت سفته یا سند که به امضای دیگری است، برای ضمانت پرداخت آن؛ پشتنویسی. جیرو کردن: (مصدر متعدی) (اقتصاد) =جیرو
جیرونلغتنامه دهخداجیرون . [ ج َ ] (اِخ ) دمشق یا دروازه ٔ دمشق که نزدیک مسجد جامع است ، یا منسوب است به جیرون شاه زیرا قلعه ٔ وی بود. (منتهی الارب ). و بشکل محله ای درآمده است .