تمثال غیرتلغتنامه دهخداتمثال غیرت . [ ] (اِ مرکب ) کتاب حزقیال 8:3 و 5، به واضحی تمام معلوم نیست که در این آیه به کدام تمثال اشاره می نماید الا اینکه می توان گفت که اشاره به تمثالی اس
تمثالگرلغتنامه دهخداتمثالگر. [ ت ِ گ َ ](ص مرکب ) نقاش و صورتگر. (آنندراج ). نگارنده ٔ تصویرو مصور. (ناظم الاطباء). صانع. سازنده ٔ پیکر. پیکر تراش . آنکه پیکر سازد، و یا نگارد. بت
صیبا تمثاللغتنامه دهخداصیبا تمثال . [ ] (اِخ ) اسم خادم شاؤل بود (دوم سموئیل 19:17) که داود او را مفی نوشت وکیل قرار داد (دوم سموئیل 9:2-12). (قاموس کتاب مقدس ).