تفت سیلیسیمی تأخیرمبناdelay-based silicon PUFواژههای مصوب فرهنگستان← تابع فیزیکی تکثیرناپذیر سیلیسیمی تأخیرمبنا
تفت سیلیسیمی حافظهمبناmemory-based silicon PUFواژههای مصوب فرهنگستان← تابع فیزیکی تکثیرناپذیر سیلیسیمی حافظهمبنا
تفت دادنلغتنامه دهخداتفت دادن . [ ت َ دَ ] (ع مص ) کمی در تابه برشته کردن . کمی سرخ کردن . بی روغن و آبی حرارت دادن به چیزی ، در ظرفی برآتش نهاده . در آشپزی بودادن چنانکه آرد حلوا ر