تضرعفرهنگ مترادف و متضاد۱. استغاثه، التماس، الحاح، زاری، فزع، گریه، لابه، مویه، ناله، ندبه ۲. زاری کردن، الحاح کردن، زاریدن ۳. خواری کردن، فروتنی کردن
مستضرعلغتنامه دهخدامستضرع . [ م ُ ت َ رِ ] (ع ص ) نعت فاعلی از استضراع . خوار و حقیر، و زاری و الحاح کننده . (منتهی الارب ).تضرع کننده . (اقرب الموارد). رجوع به استضراع شود.