تدلسلغتنامه دهخداتدلس . [ ت َدَل ْ ل ُ ] (ع مص ) پوشیده داشتن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). تکتم . (اقرب الموارد) (المنجد).اختفاء. (المنجد). || اندک اندک گرفتن طعا
تدلثلغتنامه دهخداتدلث . [ ت َ دَل ْ ل ُ ] (ع مص ) درآمدن و بر روی افتادن . (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء). تقحم . (اقرب الموارد) (المنجد).
متدلسلغتنامه دهخدامتدلس . [ م ُ ت َ دَل ْ ل ِ ] (ع ص ) پوشنده دارنده . (آنندراج ). پوشیده و پنهان . (ناظم الاطباء). || اندک اندک گیرنده ٔ طعام . (آنندراج ). اندک خورنده . (ناظم ا
اندک اندکلغتنامه دهخدااندک اندک . [ اَ دَ اَ دَ ] (ق مرکب ) کم کم . (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). بتدریج . تدریجاً. رفته رفته . (فرهنگ فارسی معین ). آهسته آهسته . متدرجاً. بمرو
لیسیدنلغتنامه دهخدالیسیدن . [ دَ ] (مص ) خائیدن و در عرف چیزی را به انگشت یا زبان گرفتن و خوردن . (غیاث ). لس ّ. لطع. (منتهی الارب ) (تاج المصادر). التطاع . لهس . تلمک . تمظع. طع.
پوشیدهلغتنامه دهخداپوشیده . [ دَ / دِ ] (ن مف ) بتن کرده . ملبس شده . مغطی . ملبس . بالباس . مقابل برهنه : و اندر این شهر [حران ، مستقر ملوک سودان ] مردان و زنان پوشیده اند و کودک