بهارهفرهنگ انتشارات معین(بَ رِ) (اِمر.) 1 - کشت و زراعتی که در فصل بهار انجام می شود. 2 - شکوفة درخت به ویژه مرکبات .
بهارهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. بهاری: لباس پاییزه.۲. ویژگی زراعتی که حاصل آن در فصل بهار بهدست میآید.۳. ویژگی محصول کشاورزی کاشتهشده در بهار: کشت پاییزه.
بهاره کردنvernalizeواژههای مصوب فرهنگستاننگه داشتن بذر در تاریکی و دمای پایین در مدتزمانی معین برای آنکه زودتر به گُل بنشیند یا میوه دهد
بهاره کاریلغتنامه دهخدابهاره کاری . [ ب َ رَ / رِ کا ] (حامص مرکب ) آنچه در بهار کارند. در بهار تخم کاشتن .
بهاره کاریلغتنامه دهخدابهاره کاری . [ ب َ رَ / رِ کا ] (حامص مرکب ) آنچه در بهار کارند. در بهار تخم کاشتن .
چاله بهارهلغتنامه دهخداچاله بهاره . [ ل َ ب َ رَ ](اِخ ) ده مخروبه ای است از دهستان موگونی بخش آخوره ٔشهرستان فریدن . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 10).
گل بهارهفرهنگ نامها(تلفظ: gol bahāre) گل + بهاره = مربوط به بهار ، به عمل آمده در بهار ، گلِ بهاری ، گلی که در بهار می شکفد ؛ به مجاز) زیبا و با طراوت .