بغرةلغتنامه دهخدابغرة. [ ب َ رَ / ب َ غ َرَ ] (ع اِ) زمینی که بعد باران کارند و بهمان نمی سبز گردد. (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). و رجوع به الجماهر ص 25 و تذکره ٔ
بقرةلغتنامه دهخدابقرة. [ ب َ ق َ رَ ] (اِخ ) نام سوره ٔ دویم از قرآن کریم و آن دویست و هشتاد و شش آیت است ، پس از فاتحه و پیش از آل عمران .
بقرةلغتنامه دهخدابقرة. [ ب َ ق َ رَ ] (ع اِ) گاو، نر باشد یا ماده . ج ، بَقَر، بقرات ، بُقُر،بُقران ، بُقّار، اُبقور، بواقر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). ماده گاو. (ترجمان جرج
اسکجموکلغتنامه دهخدااسکجموک .[ ] (اِخ ) ابن سخسک جدّ ارثموخ بن بوزکاربن خامکری بن شادش بن سخربن ازکاجواربن اسکجموک بن سخسک بن بغرةبن آفریغ، و این ارثموخ معاصر رسول اکرم بوده است .
غابیلغتنامه دهخداغابی . (ص نسبی ) در انساب سمعانی آرد: والمشهور بهذه النسبة محمدبن عبداﷲ الغابی روی عن جعفربن احمدبن علی بن بیان المصری عنه عن مالک . قال ابن ماکولا و لم اجدهم ی
ابن دهانلغتنامه دهخداابن دهان . [ اِ ن ُ دَهَْ ها ] (اِخ ) ناصرالدین ابومحمد سعیدبن مبارک بن علی بغدادی نحوی . مولد او به بغداد به سال 494 هَ .ق . وفات در موصل سنه ٔ 569. از هبةاﷲبن
حارثلغتنامه دهخداحارث . [ رِ ] (اِخ )ابن سویدبن صامت انصاری الاوسی . ابن اثیر گوید اهل نقل را اتفاق بر این است که حارث ، مجذربن ذیاد را بکشت و پیغمبر (ص ) او را بجای مجذر بقتل ر
غرةلغتنامه دهخداغرة. [ غ ُرْ رَ ] (ع اِ) ج ، غُرَر. (منتهی الارب ) (غیاث اللغات )(اقرب الموارد). سپیدی پیشانی است بزرگتر از درمی . وَضَح . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (غیاث اللغا