برش کارفرهنگ انتشارات معین(بُ رِ) (ص . اِ.) کسی که کارش بریدن قطعه های مصالح اعم از پارچه ، آهن ، نایلون و همانند آن در اندازه های مناسب برای تولیدی ها باشد.
برش 1cut 1واژههای مصوب فرهنگستان[سینما و تلویزیون] گذر بلافاصله و بدون واسطه از نمایی به نمای دیگر [ورزش] در بسکتبال، تغییر جهت ناگهانی بازیکن مهاجمِ بدون توپ در حین دویدن با هدف به هم ریختن
برش 2cut 2واژههای مصوب فرهنگستانجدا کردن قطعهای از متن یا نگاره برای حذف یا جابهجایی آن متـ . بریدن
برش 6section 3واژههای مصوب فرهنگستانقسمتی از لحن که از چند انگاره تشکیل میشود و کوچکتر از عبارت است
برش 8shearواژههای مصوب فرهنگستانحالتی که نیروهای داخلی پدیدآورندۀ آن موجب لغزش یک صفحه بر صفحۀ مجاور شود
برش اصلاحیimprovement cutting, improvement felling, tending cuttingواژههای مصوب فرهنگستاناز بین بردن یا محدود کردن درختان کمارزشتر ازنظر اقتصادی با هدف بهبود ترکیب و کیفیت تودۀ جنگلی ارزشمندتر