راوندیلغتنامه دهخداراوندی . [ وَ ] (اِخ ) یحیی بن محمدبن اسحاق راوندی . پدر ابن راوندی معروف . وی بر طبق برخی از نوشته ها یهودی بوده و در تورات تحریفاتی وارد آورده است . لیکن با ت
اسکلاستیکلغتنامه دهخدااسکلاستیک . [ اِ ک ُ ] (فرانسوی ، ص ) از لاتینی اسکلاستیکوس ). مَدْرَسی . || متعلق بمدارس قرون وسطی : فلسفه ٔ اسکلاستیک . چون در قرون وسطی بحث علمی وحکمی تقریبا
sinceدیکشنری انگلیسی به فارسیاز آنجا که، پس از، از وقتی که، از این رو، از انجاییکه، چون، چون که، نظر باینکه
asدیکشنری انگلیسی به فارسیمانند، چنانکه، بطوریکه، بعنوان مثال، چون، همچنانکه، چه، هنگامیکه، نظر باینکه، در نتیجه
اخالةلغتنامه دهخدااخالة. [ اِ ل َ ] (ع مص ) بفراست یافتن .- اخاله ٔ حالی از خیر در کسی ؛ بفراست دریافتن خیر رادر او. فراست خیر بردن در کسی . (تاج المصادر بیهقی ).|| سر دروا نگری