ارسلانشاهلغتنامه دهخداارسلانشاه . [ اَ س َ ] (اِخ ) ابن مسعود عزالدین بن قطب الدین مودودبن عمادالدین زنگی بن آق سنقر صاحب الموصل . المعروف باتابک الملقب بالملک العادل نورالدین و مکنی
ارسلانشاهلغتنامه دهخداارسلانشاه . [ اَ س َ ] (اِخ ) ابن مسعود غزنوی . رجوع به ارسلان بن مسعود... شود.
ارسلانشاهلغتنامه دهخداارسلانشاه . [ اَ س َ ] (اِخ ) ابن ناصرالدین ملکشاه بن تکش خوارزمشاهی که پس از شکست تکش خان از حاکم سقناق جانشین پدر شد. (حبط ج 1 ص 424) (جهانگشای جوینی چ لیدن ج
ارسلانشاهلغتنامه دهخداارسلانشاه . [ اَ س َ ] (اِخ ) اول . رجوع به ارسلانشاه بن مسعود عزالدین و نورالدین ارسلانشاه اول شود.
ارسلانشاهلغتنامه دهخداارسلانشاه . [ اَ س َ ] (اِخ ) ثانی . ابن طغرل شاه بن محمد اول ابن ارسلانشاه اول ابن کرمانشاه بن قاورد. یازدهمین از سلاجقه ٔ کرمان . وی در 563 هَ . ق . بحکومت رس
اردوانشاهلغتنامه دهخدااردوانشاه . [اَ دَ ] (اِخ ) (امیر...) از سرکشان عصر شاه اسماعیل صفوی در غرجستان . رجوع به حبط ج 2 صص 365-370 شود.
ارسلانگشایلغتنامه دهخداارسلانگشای . [ اَ س َ گ ُ ] (اِخ ) (قلعه ٔ...) نام یکی از قلاع ملاحده است . رجوع به حبط ج 1 ص 424 شود.
زیتون خاتونلغتنامه دهخدازیتون خاتون . [ زَ ] (اِخ ) زن ارسلانشاه پادشاه کرمان و مادر کرمانشاه . او امیرزاده بود از ولایت هرات ولی او را به بردگی فروخته بودند. زنی به غایت عاقل و خیرات
محمودلغتنامه دهخدامحمود. [ م َ ] (اِخ ) ناصرالدین بن نورالدین ارسلانشاه ثانی . نهمین از اتابکان موصل و حلب ، (616- 631 هَ . ق .). (ترجمه ٔ طبقات سلاطین اسلام ص 145).
ملک العادللغتنامه دهخداملک العادل . [ م َ ل ِ کُل ْ دِ ] (اِخ ) (الَ ...) رجوع به ارسلانشاه بن مسعود عزالدین ... شود.