ابراهیم فزاریلغتنامه دهخداابراهیم فزاری .[ اِ م ِ ف َ ] (اِخ ) عالمی متفنن و شاعر بوده و پیوسته در مجلس قاضی ابوالعباس بن ابی طالب برای مناظره حاضر میشده و چون در اثنای بحث نسبت به مقام
ابراهیم بن محمد فزاریلغتنامه دهخداابراهیم بن محمد فزاری . [ اِ م ِ ن ِ م ُ ح َم ْ م َ دِ ف َ ] (اِخ ) رجوع به ابواسحاق ابراهیم ... شود.
ابراهیم بن حبیب فزاریلغتنامه دهخداابراهیم بن حبیب فزاری . [ اِ م ِ ن ِ ح َ بی ب ِ ف َ ] (اِخ ) رجوع به فزاری ابواسحاق ابراهیم ... شود.
ابراهیم بن فزارونلغتنامه دهخداابراهیم بن فزارون . [ اِ م ِ ن ِ ؟] (اِخ ) پدر او فزارون کاتب و خود او طبیب معروفی بوده است و با غسان بن عباد به سند رفته . (ابن قفطی ).
ابراهیملغتنامه دهخداابراهیم . [ اِ ] (اِخ ) کوهی است در کرمان زمین که آنرا کوه ابراهیم نامند. (مؤیدالفضلا).
اسحاقلغتنامه دهخدااسحاق . [ اِ ] (اِخ ) ابن ابراهیم فزاری . برادر محمدبن ابراهیم . شاعری قلیل الشعر است . (ابن الندیم ).
محمدلغتنامه دهخدامحمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن ابراهیم فزاری ، مکنی به ابوعبداﷲ برادر اسحاق بن ابراهیم و یکی از علمای نجوم و احکام است و در سال 723 م . کتاب سند هند را از
سندهندلغتنامه دهخداسندهند. [ ] (اِ) دهرالدهر. یکی از مذاهب علمی فلکی علمای هند. (یادداشت مؤلف ). مذهبی از علم نجوم هندیان مقابل ازجبهرو ارکند. قاضی صاعد اندلسی گوید: در علم نجوم
عبدالغتنامه دهخداعبدا. [ ع َ دُل ْ لاه ] (اِخ ) ابن محمدبن علی بن عباس ، مکنی به ابوجعفر و معروف به منصور. وی دومین خلیفه ٔ عباسی و نخستین کس از ملوک عرب است که به علوم توجه کرد
ابن قایمازلغتنامه دهخداابن قایماز. [ اِ ن ُ ] (اِخ ) ابوعبداﷲ شمس الدین محمدبن احمد ذهبی . از مشاهیر محدثین و مورخین ، ملقب به حافظ ذهبی . و او را در فن تاریخ و تراجم رجال کتب بسیار ا