چارتارلغتنامه دهخداچارتار. (اِ مرکب ) طنبور و رباب چهارتار را گویند. (برهان ) : طبع گیتی راست شد درعهد تو زآنسان که بازنشنود صوت مخالف هیچکس زین چارتار. سلمان ساوجی .|| کنایه از چ
چارتارهلغتنامه دهخداچارتاره . [ رَ / رِ ] (اِ مرکب ) به معنی چارتار است که طنبور و رباب و هر سازی که بر آن چهارتار بندند. (برهان ) (آنندراج ). || کنایه از عناصر و دنیا هم هست . (بر
ارارلغتنامه دهخداارار. [ اَرْ را ] (اِخ ) بقول حازمی از نواحی حلب است و یاقوت گوید من بدان وثوق ندارم . (معجم البلدان ).
ارارلغتنامه دهخداارار. [ اِ ] (اِخ ) سباستین . سازنده ٔ آلات موسیقی از مردم فرانسه . متولد در استراسبورگ و مؤسس کارخانه ٔ مهم ّ پیانوسازی (1752 - 1831م .).
ارارلغتنامه دهخداارار. [ اِ ] (ع اِ) اَرّ. شاخی از درخت خاردار که آن را بر زمین زده نرم کنند و تر کرده و نمک بر آن پاشیده در زهدان ماده شتر داخل نمایند تا مانع لقاح دفع گردد. (م