عمودپروازvertical take off and landing, VTOLواژههای مصوب فرهنگستانویژگی آن دسته از هواپیماها که بهصورت عمودی نشستوبرخاست کنند
تبدیل بُرداری به شطرنجیvector to raster conversion, V2R, VtoRواژههای مصوب فرهنگستانفرایندی که در آن دادههای بُرداری شامل نقاط و خطوط و چندضلعیها به دادههای شطرنجی یعنی خانههای کوچک با مقادیر گسسته تبدیل میشوند
جرفلغتنامه دهخداجرف . [ ] (اِخ ) نام یکی از بیست و شش اقلیم اندلس بحسب تقسیم بندی که ادریسی کرده است . (از الحلل السندسیة ج 1 ص 40).
جرفلغتنامه دهخداجرف . [ ج َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کبودگنبد از بخش کلات شهرستان درگز. این ده در بیست وهشت هزارگزی خاور کلات قرار دارد و محلی کوهستانی و معتدل است و 680 تن س
جرفلغتنامه دهخداجرف . [ ج َ ] (ع اِ) مال صامت باشد، یا ناطق . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). مال بسیار صامت باشد. یا ناطق . (از متن اللغة) (از ذیل اقرب الموارد). ||
جرفلغتنامه دهخداجرف . [ ج ِ ] (ع اِ) کنج دهن . (منتهی الارب ). کنج دهان . (ناظم الاطباء). درون کنج دهان . باطن الشدق . (از اقرب الموارد). || جایی که آنرا سیل نبرد.(منتهی الارب
جورفلغتنامه دهخداجورف . [ ج َ رَ ] (ع اِ) خر. || شترمرغ نر. (منتهی الارب ). رجوع به جورق شود. || اسب تاتاری تیزرو. || سیل که همه چیز را ببرد. (منتهی الارب ).
کرفلغتنامه دهخداکرف . [ ک َ رَ ] (اِ) در مازندران و گیلان بی تشخیص به مطلق انواع سرخس گفته می شود. (یادداشت مؤلف ).
سامانۀ اطلاعرسانی تردد شناورهاvessel traffic information systemواژههای مصوب فرهنگستانسامانهای که علاوه بر واپایی تردد شناورها، اطلاعات دیگری مانند وضعیت جوّی و عبورومرور کشتیهای آبخوربالا و با کالای خطرناک را به اطلاع شناورها میرساند اختـ .
سامانۀ تردد شناورهاvessel traffic system, vessel traffic serviceواژههای مصوب فرهنگستانسامانهای که برای اهداف ایمنی و تسهیل تردد شناورها و حفاظت از محیطزیست دریایی حرکات شناورها را واپایی میکند اختـ . ساتش VTS