ویملغتنامه دهخداویم . (اِ) سیم گِل را گویند، و آن گِلابه ای است که بر دیوار مالند و در بالای آن کاهگل کنند. (برهان ) : سرای خود را کرده ستانه ٔ زرین به سقف خانه پدر برندیده کهگ
ویمفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهدوغابی که سقف یا دیوار را با آن اندود کرده و بر روی آن کاهگل یا گچ میمالیدند.
جویملغتنامه دهخداجویم . [ ج ُ وَ ] (اِخ ) شهری است بفارس . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). شهرکی است خرم و بانعمت [ بناحیت پارس ] و از شیراز است . (حدود العالم ).
جیملغتنامه دهخداجیم . (ع ص ، اِ) شتر سخت آرزومند ضراب . (منتهی الارب ) (ذیل اقرب الموارد از تاج العروس ). اشتر تیزشهوة. (مهذب الاسماء). || دیبا. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد
دفترکل توزیعیdistributed ledger, shared ledgerواژههای مصوب فرهنگستانپایگاه دادهای که در مکانها، کشورها، یا مؤسسات مختلف توزیع شده است و در آن دادهها یکی پس از دیگری در دفتری کل بهطور پیوسته و مرتبط به یکدیگر ذخیره میشوند ا