دودوَکنگاری تصویریvideonystagmography, VNGواژههای مصوب فرهنگستانآزمون بررسی عملکرد دهلیز گوش درونی که در آن حرکات کاراندامشناختی چشم در خلال تحریک دستگاه دهلیزی با استفاده از دوربینهای فروسرخ مشاهده و ثبت میشود
گردللغتنامه دهخداگردل . [ گ ِ دِ ] (ص ) خرد. گرد خرد.- گردل گردل راه رفتن ؛ کنایه از خوش و خوب و محبوب راه رفتن .
گردلفرهنگ انتشارات معین(گِ دِ) (ص .) (عا.) 1 - خرد. 2 - آهسته . ؛ ~. ~ راه رفتن (کن .) خرامان و خوش طبع و مطبوع راه رفتن .
جردللغتنامه دهخداجردل . [ ج َ دَ ] (اِخ ) ابن ایاس عیسی مکنی به ابوملیکه و معروف به حطیئه . شاعر عرب متوفی بسال 59 هَ . ق . رجوع به حطیئة شود.
کردللغتنامه دهخداکردل . [ ] (اِخ ) قریه ای است چهارفرسنگی میانه ٔ مغرب و جنوب نیم ده . (فارسنامه ٔ ناصری ).
کردلولغتنامه دهخداکردلو. [ ک ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان هیر بخش مرکزی شهرستان اردبیل . کوهستانی و معتدل است و 255 تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).