گزلیلغتنامه دهخداگزلی . [ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان جراحی بخش شادکان شهرستان خرمشهر، واقع در 61 هزارگزی شمال خاوری شادکان ، هزارگزی خاور راه فرعی اهواز بشادکان . هوای آن گر
زلیجلغتنامه دهخدازلیج . [ ] (ع اِ) نوعی آجر کاشی که رنگ و نقش نامطبوع دارد، درالجزایر و جز آن : و حیطانها بالقاشانی و هو شبه الزلیج عندنا. (ابن بطوطه ، یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
کزلیلغتنامه دهخداکزلی . [ ] (اِخ ) کزلک . ترکی بود از خویشان مادر سلطان محمد خوارزمشاه که امارت نیشابور داشت و بر سلطان عاصی شد. اما پایداری نتوانست و از نیشابور به کرمان گریخت