متینفرهنگ مترادف و متضاد۱. باوقار، جاافتاده، سنگین، موقر ۲. استوار، محکم، پابرجا، رزین ۳. فرهیخته، خلیق ≠ جلف، سبک
متیندیکشنری فارسی به انگلیسیcomposed, demure, dignified, dispassionate, even-tempered, gracious, steady, mild-mannered, potent, sedate, self-possessed, serene, sober
متینلغتنامه دهخدامتین . [ م َ ] (اِخ ) نامی از نامهای خدای تعالی . (مهذب الاسماء). من اسمائه تعالی . (از محیطالمحیط). از نامهای خداوند تبارک و تعالی . (ناظم الاطباء).
متینلغتنامه دهخدامتین . [ م َ ] (اِخ ) یکی از اسماء رسول صلی اﷲ علیه و علی آله و سلم . (غیاث ) (آنندراج ).
متینلغتنامه دهخدامتین . [ م َ ] (ع ص ) درشت و استوار. (از منتهی الارب ). استوار. (دهار) (مهذب الاسماء). استوار و محکم . (آنندراج ) (غیاث ). محکم و استوار و سخت و درشت . (ناظم ال
مطینلغتنامه دهخدامطین . [ م َ ] (ع ص ) سقف گل اندود. (منتهی الارب ). گل اندودشده . (ناظم الاطباء). و رجوع به محیط المحیط شود.
مطینلغتنامه دهخدامطین . [ م ُ طَی ْ ی َ ] (ع ص ) گل اندودشده . (غیاث ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (مهذب الاسماء). به گل گرفته . گل اندوده شده . (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
مطینلغتنامه دهخدامطین . [م ُ طَی ْ ی ِ ] (اِخ ) لقب محمدبن عبداﷲ حافظ بدان جهت که از طفلی به گل کاری بشدت علاقمند بود. (منتهی الارب ) (از الانساب سمعانی ). محمدبن عبداﷲبن سلیمان
متیناواژهنامه آزادمتینا به زبان عربی به معنای خانم بامتانت و باوقار و سنگین میباشد. صبح زود - سپیده دم در زبان ايتاليايي به معني سپيده صبح مي باشد. در زبان عربي هنگامي كه كلمه ا
متینگفرهنگ انتشارات معین(مِ) [ انگ . ] (اِ.) اجتماع ، اجتماع مردم برای بحث و مذاکره دربارة مسائل اجتماعی .