قولانجقواژهنامه آزاددر زمان قدیم به اسب قولان میگفتن در باتلاقی در جنوب روستا که زینه نام دارد اسب یاهمان قولان به گل مشینه اربابه میگه قولان چیغ(اسب بیرون بیا)به همین دلیل اسم روس
قلوانیواژهنامه آزادپیش قراول جلودار لشکر یا دسته گروه نوک پیکان نگهبان قلعه پادزهر از یک نوع گیاه بیابانی طایفه ای در قطیف شبه جزیره عربستان
قلاوندواژهنامه آزادقلا و به تبع آن قلاون ( قلاوند ) نامی قدیمی است و البته نام طایفه ای بزرگ ( طوایف و تیره هایی )، که در زیر مجموعه ی ایل دیرک ون قرار گرفته است . http://shirzad