مدد جوواژهنامه آزاد(بهزیستی) کسی که نیاز به کمک مددکاران دارد؛ افراد فاقد سرپرست، زنان سرپرست خانوار، یا نوجوانان بزهکار در کانون اصلاح و تربیت از جمله مددجویان سازمان بهزیستی اند
باد مددواژهنامه آزاد(گنابادی) باد مِدِدْ؛ یک جای کارش می لنگد، کاسه ای زیر نیم کاسه دارد، غیر قابل اعتماد است.