پرنیاواژهنامه آزادنوعي پارچه از جنس اطلس ، مانند پر سبك پرده نقاشی - حریر - دیبای منقش اصل و نسب دار؛ اصیل. زیبا. اصیل. گرانبها.
پرنیانواژهنامه آزادواژە پرنیان از دو جزء تشکیل شدە، پر+ نیان. پر بمعنی پر پرندگان میباشد. جزء دوم نیان یک کلمە مادی (کردی) است بە معنی نرم میباشد. پرنیان معنی پر نرم میدهد یا هر چ
پرنیانواژهنامه آزادواژە پرنیان از دو جزء تشکیل شدە، پر+ نیان. پر بمعنی پر پرندگان میباشد. جزء دوم نیان یک کلمە مادی (کردی) است بە معنی نرم میباشد. پرنیان معنی پر نرم میدهد یا هر چ
کلنجرواژهنامه آزادنوعی انگور سیاه: و از آن دو نوع است که در هیچ ناحیت ربع مسکون یافته نشود:یکی پرنیان و دوم کلنجری تنک پوست خرد تکس بسیار آب گویی که در او اجزای ارضی نیست. نظامی