مینیمالیسمواژهنامه آزادساده گرایی، کمینه جویی (در معنای ادبی) مینیمال در بین عوام به اشتباه مینیمم یا حداقل به کار میرود.
مهنیاواژهنامه آزادنوع:دخترانه ریشه اسم:فارسی معنی:آنکه اجداد و پدرانش از بزرگان و نیکان است ، از نسل بزرگان ، بزرگ زاده ، مرکب از مه به معنای بزرگ بعلاوه نیا به معنای اجداد و نیا
مهنهواژهنامه آزاد(محلی) چراگاه و محل اسکان انسان و دام. واژۀ مهنه ساده شدۀ میهنه است که خود شکلِ تغییر یافتۀ واژۀ میهنی است.
مینیمالیسمواژهنامه آزادساده گرایی، کمینه جویی (در معنای ادبی) مینیمال در بین عوام به اشتباه مینیمم یا حداقل به کار میرود.
رفیوژواژهنامه آزاد(عمران و شهرسازی) refuge؛ جزیرۀ میانی، گذرگاهی در وسط معابر سواره رو که فضایی امن برای عابرین پیاده ایجاد می کند. رفیوژها ممکن است ترکیبی از فضای سبز باشند، یا
فرینواژهنامه آزادحدی، کرانگین، حالت ماکسیمم و مینیمم شكوه دين ،يگانه ،ماه اول فروردين اصلی فَر (با زبر ف) دز زبان پهلوی باستان و تالشی امروزین:خوب، نیک و نیکو، بهتر؛ خوبترین، ب
یخنیواژهنامه آزادyakhni:dokd:یخنی خورشتی بسیار خوشمزه با گوشت گوسفند(ران سرسینه یا راسته با استخوان) مخصوص مراسم عروسیها / مهمانیها / جشنها / برخی عذا داریهای افراد متمول و میان