دراجهواژهنامه آزاددوچرخه سپری که تعدادی نفرات به زیر آن رفته و به تخریب قلعه می پردازند و به آن الدبابة نیز می گویند. (ترجمۀ المنجد).
گریغواژهنامه آزاددر زبان کوردی کلهری دواژه واژه داریم بنام :گُرهِ و ناگُرهِ در معنی گُرهِ یعنی مخالف گریز مثلآ اگر کسی را از خود برانید و یا برنجانید او نرود و نرنجد و دوباره ب
گیلدختواژهنامه آزادبه معنی دختری از گیلان دختر گیلانی دختری از تبار گیلان دختر گیل درواژه گیل به معنای گیلان ودخت به معنای دوشیزه .باکره.ودختر گفته میشود
درکواژهنامه آزادdark؛ بئوذ در اوستایی، بوذ در پهلوی. در دین زرتشت، قوۀ فهم انسانی و دراکه است و موظف است هوش و حافظه و قوه تمییز را اداره کند. با بدن به وجود می آید، ولی پس از