آشارواژهنامه آزادفعل. در زبان آذری از عهده کاری برآمدن. آشار سبدی کوچک از برگه درخت خرما که میبافند وبرای جابجایی چیزی معمولامیوه ها و سبزی ها استفاده می شود. نوعی زنبیل کوچک. د
آبسارواژهنامه آزادمحل فروش آب آشامیدنی. محل عرضه آب بهداشتی. جایگاه توزیع آب آشامیدنی در شهر قم که آب لوله کشی قابل آشامیدن نیست، ایستگاه های فروش آب بصورت پولی و کارت اعتباری فر
ابزار دقیقواژهنامه آزادنازُکاچ، نازُک اَبزار. "اچ" پسوندِ پارسی به چَمِ "ابزار" است. برای نمونه، ابزار پخت و پز "پزاچ" است.
بردکرواژهنامه آزادنام یک دشت کوچک به مساحت تقریبا10کیلومتر مربع که در شمالی ترین نقطه بخش پاپی وجنوبی ترین نقطه ی بخش زاغه در شهرستان خرم آباد لرستان واقع شده است.ودر بین کوه های
آشارواژهنامه آزادفعل. در زبان آذری از عهده کاری برآمدن. آشار سبدی کوچک از برگه درخت خرما که میبافند وبرای جابجایی چیزی معمولامیوه ها و سبزی ها استفاده می شود. نوعی زنبیل کوچک. د