آروشاواژهنامه آزادنامي دخترانه. يكي از نوادگان كوروش كبير. به معني باهوش نوراني درخشان درخشان، نورانی، باهوش.
باهمستانواژهنامه آزادگروه اجتماعی که بر اساس ارزشهای مشترک دور هم جمع می شوند. مانند مفهوم یا اصطلاح اُمت که مسلمان ها براساس هویت دینی شان دور هم جمع می شوند. در انگلسی به آن (comu
ائلمانواژهنامه آزادسنبل کشور و ملت (Elman) [نامیست ترکی] تمثیل کننده ارزشهای شهر و وطن خود. نماد مردم
قیژکواژهنامه آزادقیژک یا قیچک از سازهای زهی موسیقی ایرانی است که مانند کمانچه با آرشه نواخته می شود. قیژک در سیستان و بلوچستان نواخته می شده است
هرکیواژهنامه آزادعشیره ای از کردها هستند که زبان آن ها کردی کرمانجی است که در شمال شرقی عراق و غرب ارویه بخش سیلوانه و صومای برادوست ساکن هستند. ار روستا های معروف هرکی ها در ای
مطلقواژهنامه آزاد(پارسی سره؛ واژۀ پیشنهادی کاربران) اَبَست. از "اَ" پیشوند نایِش (نفی) چون امرداد و انوشه و "بَست" رویهم می شود "ناوابسته". "اکثریت مطلق آرا" به پارسی می شود "بی