نیرویتازه دادنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: عمل داوطلبانه ویتازه دادن، رفع خستگی کردن، ازخستگی بیرون آوردن، نیرو دادن، بازسازی کردن، بهبود دادن، تقویت کردن، خوراندن
محتوایغذاییفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت کالری، ئیدروکربن، قند، انرژی، پروتئین، چربی، روغن، ویتامین، کلسترول، اسید آمینه، آلبومین اسید آسکوربیک، ویتامینث، ویتامینبکمپلکس، ویتامین آ (ای،
عمودیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: بُعد یستاده، برپا، راست، برخاسته، سر پا، بپای، راستقامت، شاخ شمشاد، قائم، قائمه، مستقیم، مستقیمالخط وایستاده عمودبرهم، متعامد نصبشده، برافراشته، افراش
تقویتکنندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی وی محرک، نیروزا، داروی تقویتی، شربت نیروبخش، تونیک، داروی مقوی، معجون، نشاطآور، مفرح، حیاتبخش، شفابخش، ویتامین، ویتامین ث، اسیدآسکوربیک دوپ