چیز عظیمفرهنگ فارسی طیفیمقوله: بُعد ه، غول، نرهغول، تانک، نهنگ، فیل، ماموت، دایناسور، کینگکنگ، گولیات
دادهشدهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ه، رایگان، ارزان، ناقابل، دادنی، بخشیدنی اعطاشده، اهداشده، هدیهشده، اعطایی، اهدایی، واگذاری، واگذارشده، وقف، وقفشده، مبذول، مرحمتی مجاز نذ
وامدهندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مناسبات ملکی ت] وامدهنده، مربوط بهوام وامده، سرمایهگذار، سپردهگذار، طلبکار، داین، بستانکار بهوامداده، عاریه، نسیه، کرایهای، قرضی تنزیلخور، مقرض
افتتاحفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شکل افتتاح، بازکردن، گشایش، بازگشایی گشودگی، باز بودن، درز، شکاف، فاصله، تقعر باز شدن، انبساط دایری، پردهبرداری ◄ افتتاح (آغاز) فضای خالی: محوطۀ باز▼، د
مفسرفرهنگ فارسی طیفیمقوله: انتقال عقاید و ماهیت آن سیر کننده، شارح، منتقد، ناقد، سردبیر، ویراستار مترجم، دیلماج، ترجمان، مترجم چندزبانه مُعبّر، خوابگزار، یوسف، دانیال ◄ پیامبر دوب