خداحافظیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت ، وداع، تودیع، رحلت، مشایعت، بدرقه، بدرود اخراج مشایع، بدرقهکننده روضه
انتشار دادنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نحوۀ ارتباط تشار دادن، منتشر کردن، توزیعکردن، آبونمان کردن، پخش کردن، پراکندن، اشاعه دادن بهچاپ رساندن، چاپ کردن چاپ زدن
بدرقهکردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت کردن، بدرود گفتن، مشایعتکردن، مجلس تودیع گرفتن راهی کردن، روانه کردن، راه انداختن
نظرموافقفرهنگ فارسی طیفیمقوله: نتیجۀ استدلال تأیید، تصدیق، موافقت بانظر، تصویب، توشیح، موافقت، پذیرش، قبولی، قبول، انعطاف، انتقادپذیری، اذعان، اقرار رضایت ◄ تأیید امضا، صحه سازش اعلام
امضا کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه ، پاراف کردن، توشیحکردن، پشتنویسی (ظَهرنویسی) کردن، صحه گذاشتن، دستخط نوشتن، تصدیق کردن، شهادت دادن