ایجازفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه ایجاز، اختصار، حذف، تلخیص، کمحرفی مُخلَص، لُبِ کلام، منتخب کوتاهی
ایجاب کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار فردی؛ عام ایجاب کردن، مقدر بودن، اقتضاکردن، اقتضا داشتن الزام کردن، دیکتهکردن، تحمیل کردن، مجبور کردن، درشرف وقوع بودن پافشاری کردن، خواستن، نیاز
احساس ایجاد کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی اد کردن، بههوش آوردن، بیدار کردن، آشفتن، درد آوردن، تحریک کردن، انگیختن، تهییج کردن
فرصت ایجاد کردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مبانی استدلال اد کردن، احتمال را افزایشدادن، میدان دادن، فرصت دادن، میسر کردن، اجازه دادن، دربرداشتن منتظر فرصت بودن، مترصد بودن، درکمین بودن
ایجازفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه ایجاز، اختصار، حذف، تلخیص، کمحرفی مُخلَص، لُبِ کلام، منتخب کوتاهی
اختصارفرهنگ فارسی طیفیمقوله: بُعد ار، ایجاز، تلخیص کوتهنویسی، مخفف کردن مخفف، کوتهنوشت، کوتهنگاشت، جمعبندی حروف اول اسم، مخَلّص
کمحرفیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه کمحرفی، کمگویی، خاموشی، سکوت احتیاط در سخنگویی، کتمان مختصرگویی، ایجاز بیصدایی
تلخیصفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه یص، اجمال، خلاصهگویی، نگارش، ایجاز، انتخاب، اختصار، تخلیص خلاصه، مجمل، ملخص، رئوس مطالب
عدم صراحت کلامفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه راحت کلام، ایهام، تعقید، پوشیدگی، پوشیدگی کلام، مجهول بودن، نارسایی، ناگویایی، ابهام، غیرقابلدرک بودن تجرید، انتزاع ◄