نبودنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: وجود بودن، زنده نبودن، موجود نبودن، خیالی بودن، هیچوپوچ بودن، واقعنشدن بهدنیا نیامدن، زاده نشدن
جنبیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: بُعد نبی، یکبری، یکوری، جانبی، پهلویی، مجاور حاشیهای، کناری درکنار، موازی انحرافی، جهتدار
گنبدفرهنگ فارسی طیفیمقوله: شکل به، طاق، بقعه، ایوان مدائن، گنبد فلک کلهقند، مخروط جمجمه، سَر طاق، قوس، نیمکره قارچ، چتر، سایبان، رنگینکمان سقف مکان مقدس
نبردکردنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) ردن، پیکار کردن، درافتادن، درگیر شدن آویختن، بههمافتادن، درهم افتادن، جنگیدن، مبارزه کردن مقاومت کردن حمله کردن تیر انداختن
نبردفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) وه، جدال، پیکار، نبرد، مصاف، بخشی ازجنگ زدوخورد، درگیری، ستیز گیرودار، جبهه، خطمقدم، صحنۀ جنگ، تئاتر، کارزار، میدان جنگ مانور،